فرهاد، جای کوه، فیلتر را شکست
و بعد
خودشیرینی کرد!
کاه را کوه مگوی
مدح ممدوح مگوی
لگن و آفتابه را
کشتی نوح مگوی
حماسه؟ کمدی؟ تراژدی؟
ترافیک ماشین های تک سرنشین را می گویم
که می رفتند تا در تجمع شرکت کنند
کمربند سبز لاغری
از کهریزک تا اوین
کودکان نسناس!
جای بازی اینجاست؟
رستم سپهری
بچه که بودم فکر می کردم صله رحم یه جور بیماری زنانه است.
بزرگ که شدم فهمیدم اشتباه می کردم.
بزرگتر که شدم دیدم اشتباه نمی کردم!
ــ انگار که بدونه قراره بره، روزای آخر ساکت پای بساط سبزی پاک کردنش
می نشست دم در و تا غروب به سر کوچه زل می زد. خدا آقاجون شمارو
حفظ کنه. چند روزی بود نمی دیدم عصرا ازجلو خونمون رد بشه . گفتم حالشو
بپرسم که خورد به فوت...الان گفتم هم تشکر کنم بابت زحمتا هم حالی از ...
ــ روح مادرت شاد. آقاجون ما هم خوبه . از وقتی عصا دستش می گیره تندتر
راه میره اما عصرا که میره تافتونی دیرتر از قبل میاد. می گه از کوچه بالایی میام.
نمی دونم والا پیر که میشنا اخلاقاشونم ...
ــ بابا ... من بچه ناخواسته بودم؟
ــ نه مراد جان ، چی باعث شد همچین فکری بکنی ؟
تحرک لسانی ، بیماری همگانی
ــ دمت گرم به خدا فرشاد ... خیلی مردی تو ... دلم پوسیده بود
کنج خونه . بچه ها از وقتی فهمیدن کرکی شدم اصلا یه زنگم نزدن.
اما باز دم تو گرم . به خدا بعضی روزا می شینم با کرمای تنم درد دل
می کنم. از صب که اومدی دنبالم آوردی منو اینجا اصلا روحیم کلی
عوض شده. اینجا خیلی قشنگه. باورت نمیشه با اینکه به همه عمرم
ماهیگیری نکردما ، اما از همه بیشتر داره بهم خوش می گذره ... دمت
گرم ...ایشالا هرچی از ...
ــ اه ه ه ... د خفه شو دیگه مسعود ... طعمه رو کند بس که ور زدی
یه کرم دیگه بده ...
ــ این چراغ مطالعه رو هم از جمعه بازار گرفتی ؟
ــ آره
ــ چند؟
ــ نخریدم ، با اون چراغ خواب قدیمیه عوض کردم .
ــ خوشگله ، هفته پیش با هم رفته بودیم نبودش؟
ــ آره ، این هفته آورده بود یارو ، مال همون پیر مرده بود
که هفته پیش ازش کتاب خریدیم .
کادو رو که دید خیلی خوشحال شد که
برای اولین بار شوهرش سالگرد ازدواجشون
رو یادش مونده .
تا اینکه شمعها رو روی کیک دید!
ــ شما فامیلیتون نمایی نیست؟
ــ نه عزیزم ،فامیلیم اسدیه
ــ عجیبه یه پویا نمایی هست ، شما خیلی شبیه اونین
همه دستشون تو یه کاسه ست که زیر نیم کاسه چه کنم چه کنمه !!؟
بله ، در پاسخ به سوال این خواهر مکرمه
باید عرض کنم که خیر ، در هنگام ماه گرفتگی جزئی
و یا پس لرزه ، نباید نماز آیات را شکسته خواند.
خواستن ندانستن است
تنها هستی ، عشق دائم در مراجعه است .
دوست می شوی ، عشق دائم در مکالمه است .
ازدواج می کنی ، عشق دائم در مداخله است !
کمی بعد ، عشق دائم در مجادله است .
بچه دار می شوی ، عشق تنها یک معامله است .
پیر می شوی ، عشق !؟ الان وقت معالجه است .
میمیری ، عشق ، دائم در مراجعه است .
پویا زل زده بود به چشمای خودش توی آینه .
یادش افتاد اون موقع ها که بچه بود الگوش بروس لی بود و ...
فکر کرد بچه های امروزی که الگوشون پاندا کنگ فو شده و ...
فکر فکر فکر ،
وقتی ازش بیرون آمد دید باز ابروهاش رو لنگه به لنگه برداشته .
تا غنچه داد لبش پرپر شدم
ــ دیشب زیاد زده بودم ، فکر کنم ساعتم رو جا گذاشتم .
صاحب بار لحظه ای به مرد خیره شد . بعد او را به انبار
زیر بار برد . آنجا صدها ، شاید هم هزار ها ساعت روی هم
تلنبار شده بود . مرد شروع کرد به گشتن دنبال ساعتی که
دیشب گم کرده بود .
بهرام که لب می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گونه را گاز گرفت
به عقده اودیپ اعتقاد نداشت
تا روزی که پسر عمش رو در خرید کت شلوار همراهی کرد .
ــ آسیا بچرخ
ــ می چرخم
ــ آسیا بشین
ــ می شینم
ــ آسیا بمیر
ــ ...
فقیر ، آرزوها به گور می برد .
شاید برای این قبرش دو طبقه است .
هیچ جا خونه خود آدم نمی شه
از بس گرونه !
برای معاون اولی ، رحیم داشتن
برای آموزش و پرورش ، رحم داشتن
معیار است ... گویا !
ــ سلام ... یه چسب زخم می خواستم .
{فروشنده یک چسب چوب روی پیشخوان می گذارد }
ــ ممم ...ببخشید ازون یکی چسبا لطفا...
آخه برای خودم نمی خوام ... برای بابا ژپتو می خوام .
تصمیم برای کبری ۱۱
ــ ما سال ۶۰ رفتیم حج ، سال ۶۵ رفتیم حج ،
سال ۶۹ رفتیم ، سال ۷۲ رفتیم ، سال ۷۷ ...
آقا ما هشت بار رفتیم حج قیمت کوکا همین بود.
نمی دونم یعنی ما چیمون از عربا کمتره که
اقتصادمون اینجوریه !؟